تبليغاتX
یادداشت های یک دیوانه
 

صحنه باز منو صدا کرد

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1386ساعت 14:55  توسط مهمه؟ 

 

بهت گفتم دلت اندازه ی اقیانوسه

ولی از دیروز که پیش منه

متوجه شدم این اقیانوس چقدر تنگ شده

چرا؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386ساعت 13:21  توسط مهمه؟  | 

 

مرگ بر قلم به دست مزدور

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 17:43  توسط مهمه؟  | 

تاحالا آدم دورو دیدی؟
ندیدی؟
دیدی؟
ندیدی؟
برو جلو آینه تا ببینی

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 0:35  توسط مهمه؟  | 

 

 

بهار من

ستاره شو

ستاره سهیل

نه ستاره ی .....

+ نوشته شده در  جمعه هفتم اردیبهشت 1386ساعت 23:12  توسط مهمه؟  | 

 

طبق آخرين شنيده ها

باران آمد ولي آن مرد نيامد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386ساعت 14:58  توسط مهمه؟  | 

 

دیشب دلم هوای یه پنجره کرده بود

که روبه کوه های شمال تهرون باز شه

دیشب باز دلم هوای یه فنجون قهوه کرده بود

ولی حیف

نه تو هستی , نه اون پنجره و نه اون فنجون قهوه ی داغ

مسخرست

نه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اردیبهشت 1386ساعت 22:36  توسط مهمه؟  | 

 

باز دلم هواتو کرده.....!

+ نوشته شده در  شنبه یکم اردیبهشت 1386ساعت 0:30  توسط مهمه؟